مادران و پدران گرامی،
یک تشبیه ساده از علوم اعصاب: مغز را مثل یک باشگاه ورزشی در نظر بگیرید. همانطور که هر حرکت ورزشی گروه عضلانی خاصی را درگیر میکند، هر درس مدرسه هم بخش متفاوتی از مغز را به کار میگیرد. ریاضی، شبکههای استدلال و حل مسئله را تقویت میکند. زبان و ادبیات، تفکر انتزاعی را. هنر و موسیقی، خلاقیت و توجه را. مغز جزیرهای عمل نمیکند — همه این شبکهها با هم در ارتباطاند.
خبر خوب اینجاست: مغز نوجوان در اوج انعطافپذیری است. هر تجربه جدید، اتصالات مغزی را قویتر میکند. به همین دلیل، تنوع در یادگیری — خواندن، نوشتن، حل مسئله، ورزش، گفتگو — یعنی تمرین دادن همزمان چند بخش از مغز.
اما آموزش آنلاین یک چیز مهم را کم داشت.
در کلاس حضوری، مغز همزمان چند کار میکند: یاد میگیرد، با دیگران تعامل دارد، زبان بدن میخواند، هیجاناتش را مدیریت میکند، توجهش را نگه میدارد. در آموزش آنلاین، بخش بزرگی از این تجربهها حذف شد. به همین دلیل بود که خیلی از دانشآموزان افت تمرکز، افت تحصیلی و حس فاصله از مدرسه را تجربه کردند.
نگرانی اصلی متخصصان، تأثیر این دوران بر «کارکردهای اجرایی مغز» است — یعنی برنامهریزی، کنترل توجه، مدیریت زمان و خودنظمدهی. این مهارتها دقیقاً همان چیزهایی هستند که برای موفقیت تحصیلی و شغلی آینده لازماند. و نوجوانانی که قبلاً هم در خودمدیریتی ضعیفتر بودند، در این دوران بیشتر آسیب دیدند.
از طرفی، افزایش زمان صفحهنمایش و اختلال خواب هم بیتأثیر نبودند — کیفیت خواب مستقیماً روی تمرکز، حافظه و سلامت روان اثر میگذارد.
اما تصویر، کاملاً تاریک نیست
همین نسل، مهارتهایی به دست آورد که نسلهای قبل نداشتند: یادگیری مستقل، جستجوگری، کار با فناوری، و سازگاری سریع با تغییر. بسیاری از شغلها و نوآوریهای آینده، دقیقاً روی همین مهارتها بنا خواهند شد.
سؤال درست چیست؟
سؤال این نیست که «آیا آموزش آنلاین به فرزندان ما آسیب زد؟» سؤال این است: «حالا چه کنیم؟»
پاسخ، در آموزش مهارتهای زندگی است — خودآگاهی، مدیریت هیجان، تفکر انتقادی، حل مسئله، تابآوری و خودنظمدهی. این مهارتها دقیقاً همان تمرینهای عمیق مغزی هستند که میتوانند بخشی از خلأهای این سالها را جبران کنند.
مرجان مشکآبادی
مدیر کانون روانشناسی نوجوان
