Top

چگونه والدین حرفه ای باشیم؟ -01

یکی از دغدغه های اصلی و مهم امروز والدین اینه که آیا من به اندازه کافی دانش دارم که بتونم فرزندم رو به درستی تربیت کنم؟

آیا به اندازه کافی براش وقت میذارم؟ هزینه می کنم تا یک زندگی و شرایط مناسب داشته باشه؟

در حقیقت برای اینکه ما بتونیم یک مادر یا یک پدر کافی باشیم باید به پیش فرض اون دقت کنیم. یک پیش فرض بسیار مهم وجود داره و اون خودمون هستیم . آیا من خودم حالم خوبه؟ آیا تربیت مناسبی دارم ؟ آیا رفتار درستی دارم؟

چرا که حال روحی بچه ها برگرفته از حال روحی من مادره، برگرفته از حال روحی من پدره

بچه ها از صحبت های ما یاد نمی گیرن از رفتار ما الگو میگیرن

اگر من سرحال باشم ، خوشحال باشم بتونم خشمم رو بخوبی کنترل کنم به صورت خودکار رفتار مناسبی رو هم در قبال رفتارهای خوشایند یا نوخوشایند فرزندم خواهم داشت.

اینکه من چقدر برای فرزندم وقت میگذارم بیشتر از زمان کیفیت وقتی که براش میگذارم مهمه.

اینکه من نیم ساعت با تمرکز کامل به بچه م بازی بکنم تاثیرش خیلی بیشتر از اینه که 2 ساعت پیش فرزندم باشم ولی ذهنم جای دیگری باشه درگیر مساله دیگه ای باشم 

اینکه توی رفتارم با همسرم آیا دچار مشکل هستم یا اینکه ما می تونیم هیجاناتمون رو کنترل بکنیم یا نه ، چه با همسرمون چه با اقواممون چه با خودمون ، همه اینها آموزش کنترل هیجانه به فرزند کوچیکمون. بنابراین باید دست از تربیت فرزاندمون برداریم و متمرکز بشیم روی خودمون . باید خودمون رو تربیت بکنیم ، حال دل خودمون رو خوب بکنیم.

اینکه من میرم سر کا و یه تایمی از روز رو دارم کار میکنم ، بخشیش بخاطر سلامت روان خودمه

یه بخشیش برای اینه که ما یک شرایط مالی مناسبی رو برای خودمون ، فرزندمون و خانواده مون فراهم بکنیم که بتونیم بدور از دغدغه های زیاد شرایط مناسبی رو فراهم بکنیم. ولی واقعیت اینه که در دهه 20 و سی و چهل فرزندمون هیچ یادش نمیاد که در کودکی اون بستنی یا آبنبات یا اون لباس یا عروسک و اسباب بازی و ماشینی که می خواستم پدرم مادرم برام خرید یا نه؛ یا چقدر برای من هزینه کرد!

چیزی که یادش می مونه اینه که چقدر خوشحال بودم ، چقدر ناراحت بودم ، چقدر مامانم پیشم بود ، چقدر پدرم پیشم بود.

بنابراین باید تعادل رو حفظ بکنیم هم برای زمانی که برای کار ، فرزند و زمانی که برای خودمون میگذاریم. و این زمانی که داریم برای خودمون میذاریم می تونه باعث بشه کیفیت زمانی که برای فرزندمون میذاریم بیشتر بشه و این نباید بهمون عذاب وجدان بده.

وقتی فرزندمون میبینه که ما چقدر برای خودمون زمان میگذاریم و اهمیت میدیم و چقدر برای آرامش خودمون و احساسمون وقت میگذاریم دو تا چیز رو یاد میگیره : یک اینکه پدر و مادر من ارزشمنده و من هم باید به او احترام بگذارم من هم باید برای لحظات اون ارزش قایل باشم.

2 اینکه یاد میگیره خودش هم برای خودش ارزشمند باشه و برای خودش وقت بگذاره و برای احساس خوش خودش انرژی صرف بکنه.

اما بعد از این پیش فرض ، مساله دیگه ای که باید بهش دقت بکنیم ، سن فرزندمونه 

بارها شنیدم و همه بهمون گفتن اجازه بدیم فرزندمون بچگی کنه ، اجازه بدیم به اندازه ی کافی بازی بکنه، این درست

اما 

حواسمون به رشد عقلانی و رشد هیجانی فرزندمون هم باشه.

رفتاری که با یک کودک دو ساله داریم رو نمیشه با یک کودک 6 ساله داشت.

همین رو بسط بدین به بزرگتر ها ، رفتاری که با یک بچه 6 ساله داریم نمیشه با یک بچه ده ساله داشت.

پس به موازی رشد سن عددی فرزندمون حواسمون باید به پیشرفت رفتارمون با اونها ، مسئولیتی که به اونها میدیم و انتظاری که با اونها داریم هم باشه.

دکتر الناز صالحی پور - روانشناس نوجوان

تهیه شده در دپارتمان مطالعه و تحقیق کانون روانشناسی نوجوان آترینا

به سفارش مجموعه مدارس ایران زمین
به تاریخ 15 اردیبهشت 1400

Top